العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
271
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
باب 77 در باره عفت و پاكدامنى و نگهدارى شكم و دامن از حرام آيات احزاب 35 وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ . و مردان و زنان پاكدامن را خداوند اجر و پاداش بزرگى ميدهد . معارج 29 و 31 وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ . إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ - فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ . آنان كه فرج و دامن خود را حفظ و نگهدارى نموده و در مقام اشباع شهوت فقط به همسران و كنيزان خود اكتفا نمايند كه در اين صورت مورد ملامت و توبيخ نيستند . كسانى كه دنبال غير اينها باشند تجاوز از حد نمودهاند . اخبار 1 - كافى . از على بن ابراهيم . . . از زراره از حضرت باقر عليه السّلام كه فرمود عبادت نشده است خداوند بعملى كه مهمتر و ارزندهتر از حفظ فرج و حفظ شكم از حرام باشد ( ما عبدا ( ما عبد اللَّه بشيء افضل من عفه بطن و فرج ) بيان معناى عفت در اصل لغت عبارت از كف نفس و خوددارى . در قاموس گفته است عف عفا و عفافا و عفافه با فتح عين و عفه بكسر عين فهو عفيف و عف ( صفت مشبهه ) به معناى خوددارى از آنچه كه حلال نيست و زشت است استعف و تعفف و راغب گفته است عفه عبادت از حالتى است در نفس و روح انسان كه اين حالت مانع از تسلط شهوت و هواى نفسانى بر انسان مىشود . و متعفف كسى را گويند كه در اثر تمرين و ممارست داراى اين حالت باشد و معناى اصلى عبارت است از اكتفاء كردن به چيز اندك و كمى كه از عفاف و عفه ( بضم عين ) است كه به معناى بقيه و باقى مانده از چيزى ( كه طبعا چيز اندكى است ) است و يا از عفعف است كه به معناى ميوه درخت اراك است و استعفاف يعنى در صدد عفت داشتن ( تمام شد كلام راغب ) و در اخبار و احاديث غالبا در عفت شكم و دامن به كار ميرود يعنى باز داشتن شكم و دامن از خواستهها و تمايلات حرام و نامشروع بلكه نسبت بموارد مكروه و شبههناك از خوردنيها و آشاميدنىها و آميزشهاى جنسى نيز خوددارى شود و بالاتر از اين در باره مقدمات و وسايل و موجبات اين كارها نيز بايد دقت نموده و خوددارى كرد مثلا تحصيل مال از راه حرام يعنى نه تنها مال و غذاى حرام را نخورد بلكه از كسب حرام هم خوددارى كند و